تبليغاتX
ابیزبا صفا

ابیزبا صفا

ابیز

آداب روزه داران

روزه فقط امساک از اکل و شرب نیست، بلکه شرائطی دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیتهای انسان در برابر روزه، این فریضه الهی زیاد است.

روزه چهار گروه مقبول نیست

حضرت صادق ( علیه‏السلام) فرمود: لا صیام لمن عصی الامام، و لا صیام لعبد آبق حتی یرجع، و لا صیام لامراة ناشزة حتی تتوب، و لا صیام لولد عاق حتی یبر، (1) روزه نیست‏برای کسی که امام و پیشوای خود را نافرمانی کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فراری، تا مراجعت کند و به خدمت‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمی‏باشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمی‏گیرد، و روزه به حساب نمی‏آید، بلی یکی از ابعاد سیاسی این حدیث‏شریف، اطاعت و فرمانبری پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشوای مذهبی است. که امروز این واقعیت در حق رهبر کبیر انقلاب که این کشتی عظیم انقلاب را ناخدا است، و با امواج خروشان و سهمگین دریای پهناور گیتی در نبرد است. تحقق پیدا کرده است. که بر ما تمامی اقشار ملت از روحانی و کارمند و کشاورز و کارگر و دیگر طبقات مردم واجب و فرض است که گوش به فرمان این رهبر بزرگ که خداوند بر ما منت نهاده باشیم، و از رهنمودهای پیامبر گونه‏اش اطاعت نمائیم و از هر گونه انتقاد غیر صحیح و اعتراضات نابجا که باعث تضعیف انقلاب و مقام رهبری است. بپرهیزیم، و پر واضح است، که مخالفت‏با مقام رهبری و ولایت فقیه، مخالفت صریح با مقام والای امام زمان (ارواحناله الفداء) می‏باشد، و مخالفت‏با امام زمان ( علیه‏السلام) ، روزه و سایر عبادات مقبول حضرت حق تعالی نبوده و صحیح نمی‏باشد.

فاطمه (ع) در آداب صائم سخن می‏گوید

حضرت فاطمه (علیها السلام) سیده نسوان عالم در آداب روزه‏دار می‏فرماید: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (علیهم السلام) : «انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه‏» (2).

جعفر بن محمد (علیهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلی الله علیهم اجمعین) روایت می‏نماید: که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کاری نکرده (یعنی حق روزه را ادا نکرده) هر گاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.

یعنی روزه یک مسمای واقعی از حفظ شکم از کل خوردنیها و نوشیدنیها و مبطلات دیگر و خلاصه‏ای از اجتناب از گناهان و معصیت‏خداوند می‏باشد، زیرا روزه‏دار بدون پرهیز از تمامی محرمات روزه واقعی را در خویش تحقق نبخشیده است.

پنج‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء

اگر چه امروز فقهای عالی مقام این موارد را مبطل روزه و وضوء نمی‏دانند زیرا کمتر کسی است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از این اوصاف رذیله بپرهیزد، آن خصال پنج‏گانه از بیان پیامبر گرامی اسلام چنین است: «خمس خصال یفطرن الصائم، و ینقضن الوضوء الکذب، و الغیبة و النمیمة، و النظر بشهوة، و الیمین الکاذبة‏» (3)

پنج صفت است که روزه را باطل و وضوء را می‏شکند، دروغ و غیبت و سخن چینی و نظر شهوت انگیز، و قسم دروغ.

این اوصاف ذمیمه براستی اثر معنوی و روحانی روزه و وضوء که یک عبادت است در اسلام خنثی می‏کند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود می‏نماید.

کیفیت روزه داری از صحف ادریس علیه‏السلام

در صحف ادریس ( علیه‏السلام) است:

«اذا دخلتم فی الصیام فطهروا نفوسکم من کل دنس و نجس و صومو الله بقلوب خالصة صافیة منزهة عن الافکار السیئة و الهواجس المنکرة فان الله سیحبس القلوب اللطخة و النیات المدخولة و مع صیام افواهکم من الماکل، فلتصم جوارحکم من الماعم فان الله لا یرضی منکم ان تصوموا من المطاعم فقط لکن من المناکیر کلها و الفواحش باسرها» (4)

حضرت ادریس پیامبر ( علیه‏السلام) در صحف خویش فرمود: هر گاه وارد ماه صیام شدید، پس خویشتن را از هر پلیدی و ناپاکی پاک سازید، (درون خود را برای پذیرش عبادت ویژه خداوند پاکسازی نمائید) و روزه بگیرید برای خداوند با قلبی خالص و نورانی و پاک از فکرهای بد، و صداهای نامفهوم و بی‏معنی و زشت، زیرا خداوند حبس می‏نماید دلهای ناپاک و نیتهای غیر خالص شما را و دهنهای شما نباید فقط با امساک از خوردنیها صائم و روزه‏دار باشد. بلکه باید جوارح شما از گناهان نیز روزه باشد (یعنی اعضاء شما هم باید از معصیت‏خدا امساک نماید) و همانا خداوند راضی نمی‏گردد و خشنود نمی‏شود از شما به اینکه فقط از خوردنیها پرهیز کنید، بلکه از کل منکرات و زشتیها باید پرهیز نمائید تا آنجا که تغییر حالت پیدا کنید.

اثرات منفی غیبت و نمامی در روزه

امام رضا علیه‏السلام فرمود:

«اجتنبوا الغیبة غیبة المؤمن، و احذروا النمیمة، فانهما یفطران الصائم و لا غیبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5)

از غیبت مؤمن اجتناب کنید، و از نمامی بپرهیزید، براستی که غیبت و نمامی روزه صائم را باطل می‏نماید، (و اثرات و ثواب روزه را زایل می‏گرداند) ، ولی از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غیبتی نیست، (یعنی آنان از خود هتک حرمت نموده‏اند، و آبرو از خویش برده‏اند) .

و اما اینکه جدا غیبت و نمامی روزه را باطل می‏نماید روزه کتیری از روزه‏داران باطل است ولی فقها فتوی به بطلان نداده‏اند.

روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است

از فقه الرضا ( علیه‏السلام) روایت‏شده که حضرت رضا ( علیه‏السلام) در رابطه با شرائط روزه و روزه‏داری چنین فرمود: «و اعلم یرحمک الله ان الصوم حجاب ضربه الله عز و جل علی الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له فی عادة من شره و طهارة تلک الحقیقة حتی یستربه من النار، و قد جعل الله علی کل جارحة حقا للصیام فمن ادی حقها کان صائما و من ترک شیئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترک منها» (6).

بدان (ای روزه‏دار) خدای رحمتت کند، که براستی روزه ستر و حجابی است، که خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سائر جوارح زده است، هر گاه معتاد بر زشتیها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و سایر جوارح هر گاه تحت کنترل دقیق ایمان و دین شخص باشند، از شر آنان کاملا در امان می‏باشد) که طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غیره، او را از آتش جهنم می‏پوشاند و حجابی محکم از آتش برای او خواهند شد. به تحقیق خداوند بر هر «آدم‏» خسته‏ای برای روزه گرفتن حقی مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء کند (و به خوبی حق روزه‏داری را به جای آورد) هر آینه صائم و روزه‏دار است، (یعنی به جای آورده حق روزه را) و هر کس بعضی از آن شرایط را ترک نموده، از فضیلت و ثواب روزه‏اش به قدر و بحسب آنچه ترک کرده کاسته است.

شاعر پارسی زبان چه نیکو گفت

گوش بگشا لب فروبند از مقال

هفته هفته، ماه ماه و سال سال

صمت عادت کن که از یک گفتنک

می‏شود ذو النار این تحت الحنک

از یک سخن ناروا بر اثر پر گوئی، تحت الحنک مقدس به فضاحت ذو النار (کراوات) در می‏آید که حقا با مسما است‏یعنی صاحب آتش می‏شود.

از زنی که با زبان شوهرش را بیازارد هیچ عبادتی قبول نخواهد شد

از منهیات رسول گرامی خدا (صلی الله علیه و آله) می‏خوانیم:

«ایما امراة آذت زوجها بلسانها لم یقبل الله عز و جل منها صرفا، و لا عدلا، و لا حسنة من عملها حتی ترضیه، و ان صامت نهارها، و قامت لیلها، و اعتقت الرقاب، و حملت علی جیاد الخیل فی سبیل الله و کانت فی اول من یرد النار، و کذلک الرجل اذا کان لها ظالما» (7)

فرمود: هر زنی که شوی خویش را به زبان بیازارد، خداوند هیچ عمل و حسنه‏ای را از او قبول نکند، تا شوهر را راضی سازد، اگر چه در تمامی روزهای عمرش روزه باشد، و تمامی شبهای زندگیش را به نماز ایستاده باشد، و تمامی بندگان را آزاد سازد، و همیشه ملازم گردن اسبان (که حاکی از جهاد دائمی است) در راه خدا بوده باشد، اول کسی است که وارد آتش جهنم خواهد شد، و نیز اینچنین است اگر مرد به زوجه خویش ظلم نماید، (یعنی همه این عذابها برای آن مرد نیز جاری خواهد بود. )

از آنجائی که روزه، دانشگاه اخلاق و تزکیه نفس و وسیله خود سازیست، لذا روزه‏دار باید در این دانشگاه از کلیه آداب و برنامه‏های تربیتی برخوردار، و در قیقت‏خود باید یک معلم اخلاق بوده و بر اعضاء و جوارح خویش تسلط کامل داشته باشد.

چشم و گوش و زبان و. . . تو هم باید روزه باشند

در اینجا معلم واقعی اخلاق و پیشوای ششم حضرت جعفر بن محمد (علیهما السلام) می‏فرماید: «اذا صمت فلیصم سمعک، و بصرک، و شعرک، و عدد اشیاء غیر هذا، و قال: لا یکونن یوم صومک کیوم فطرک‏» (8) آنگاه که روزه هستی، پس باید گوش و چشم و موی تو در حال امساک باشند (از گناهان و هر نوع معاصی که از آنها خواسته است پرهیز نمایند) امام چیزهای دیگری غیر از آنچه را نامبرده شمرد و سپس فرمود: البته نباید روز، روزه‏داریت همانند روز افطارت باشد. (یعنی این قدر آثار تربیتی روزه‏ات زود گذر نباشد، که هیچ گونه تفاوتی با روزهای قبل و بعد از روزه‏ات، جز امساک از خوردنیها و آشامیدنیها، نداشته باشی) .

در اینجا بی مناسبت نیست که از مفاد این شعر استفاده کنیم.

گوش تواند که همه عمر وی

نشنود آواز و دف و چنگ و نی

دیده شکیبد ز تماشای باغ

بی گل و نسرین بسر آرد دماغ

گر نبود بالش آکنده پر

خواب توان کرد حجر زیر سر

ور نبود دلبر همخوابه پیش

دست توان کرد در آغوش خویش

این شکم خیره سر پیچ پیچ

صبر ندارد که بسازد به هیچ

بنیان گزار اسلام حضرت ختمی مرتبت فرمود:

«ما من عبد صائم یشتم فیقول: انی صائم، سلام علیک لا اشتمک کما تشتمنی الا قال الرب تعالی استجار عبدی بالصوم من شر عبدی قد آجرته النار» (9)

نیست (بنده) روزه‏داری که مورد شماتت و ملامت قرار گیرد، و او به ملامت کننده بگوید: من روزه هستم سلام بر تو و من شماتت نمی‏کنم، آنچنان که تو شماتت می‏کنی، همچنان که خداوند تعالی می‏فرماید: پناهندگی جست‏بنده من به روزه از شر دیگر بنده من، به راستی پناه دادم او را از آتش جهنم و این کلاس تربیتی روزه است که آدمی را تربیت می‏نماید.

حقوقی که روزه از یک مسلمان دارد

در رساله حقوق، امام سجاد علیه‏السلام حقوق افعالی را برای انسان می‏شمرد، وقتی به روزه می‏رسد و حقی که روزه، این فریضه الهی از انسان متعهد و مسؤول دارد، اینگونه بیان می‏فرماید:

«و اما حق الصوم فان تعلم انه حجاب ضربه الله علی لسانک و سمعک و بصرک و فرجک و بطنک لیسترک به من النار. و هکذا جاء فی الحدیث: «الصوم جنة من النار» فان سکنت اطرافک فی حجبتها رجوت ان تکون محجوبا و ان انت ترکتها تضطرب فی حجابها و ترفع جنبات الحجاب فتطلع الی ما لیس لها بالنظرة الداعیة للشهوة و القوة الخارجة عن حد التقیة لله لم تامن ان تخرق الحجاب و تخرج منه، و لا قوة الا بالله‏» (10)

اما حق روزه آن است که بدانی این پرده‏ای است که خداوند در برابر زبان، گوش، چشم، فرج، و شکمت آویخته تا تو را از آتش بپوشاند، چنان که در حدیث آمده «روزه سپر آتش است‏» ، اگر اعضای خود را در پس این پرده نگاه داری (و آنها را از گناه حفظ کنی) امید است (از عذاب) محجوب و محفوظ باشی و اگر اعضاء پشت پرده آرام نگیرد، و گوشه و کنار آن بالا رود، و عضوها برای تجاوز از حدود سرکشد، چشم نگاه شهوت انگیز کند، نیروها که باید برای حفظ بدن بکار رود به راه دیگر مصرف شود، ممکن است، پرده پاره گشته بدن بیرون افتد (و طعمه آتش گردد) و لا قوة الا بالله، بلی روزه صحیح، سند شرافت، و معیار هوش، و نیروی اراده انسان است، از این جهت می‏توان کند ذهنی و ضعف اراده را متضاد با روزه دانست.

روزه‏داران سه درجه تقسیم می‏گردند

در آداب و شرائط روزه و صائمین و نحوه روزه‏داری مرحوم فیض کاشانی رحمة الله علیه در کتاب محجة البیضاء خویش تقسیماتی قائل است و روزه آنان را به سه درجه تقسیم نموده است.

1- صوم العموم

2- صوم الخصوص

3- صوم خصوص الخصوص

اما صوم العموم، و آن نگهداشتن شکم و فرج از حرام و شهوات نامشروع می‏باشد که آن امساک از تمامی خوردنیها و آشامیدنی‏ها و مفطرات دیگر است که از اذان صبح تا اذان مغرب کل چیزهائی که روزه را باطل می‏نماید اجتناب نموده، و روزه خویش را باطل نمی‏گرداند.

و اما صوم الخصوص، و آن نگهداشتن گوش و چشم و زبان و دست و پا و سایر جوارح از کل معاصی و گناهان است، در اینجا مرحوم فیض تکیه به روایاتی می‏فرمایند که ما در بخشهای خود آورده‏ایم و به طور اشاره متذکر می‏گردیم:

شرائط روزه‏دار از امام صادق (ع)

اول بستن چشم و حفظ کردن آن از نگریستن طولانی به سوی هر چیزی که نهی یا مکروه شده.

امام صادق ( علیه‏السلام) فرمود: وقتی که روزه هستی باید گوش و چشم و مو و پوست و دیگر اعضای بدنت روزه باشند، یعنی از گناهانی که بر آن اعضاء حرام شده اجتناب نمایند و حتی چیزی که قلب را به خود مشغول می‏نماید و از ذکر خدا غافل می‏سازد، باید پرهیز کرد.

و یا در حدیث دیگر امام می‏فرماید: نباید روز روزه‏داریت‏با روز فطرت مساوی و برابر باشد، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: نگاه تیر مسمومی از تیرهای ابلیس است، پس کسی که از لذت آن نگاه بگذرد، برای ترس از خدا، خداوند ایمانی به او مرحمت‏خواهد فرمود، که حلاوتش را در قلب خویش احساس نماید.

دوم حفظ زبان از هذیان، دروغ، و غیره است. مراء و جدال را رها کن، و خادم خویش را رنج نده و در حال روزه، با وقار و حلیم باش، که هرزگی و هرزه گوئی تو را در حال روزه به جهال و یاوه گویان ملحق نسازد، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنید از زنی که بجاریه خویش فحش و ناسزا می‏گفت، در حالی که روزه‏دار هم بود، حضرت برای او دستور فرمود طعامی بیاورند، فرمود به آن زن که بخور، عرض کرد یا رسول الله من روزه دارم حضرت فرمود چگونه روزه‏داری و حال آنکه به جاریه‏ات نسبت ناسزا می‏دهی و فحاشی می‏کنی، و به راستی روزه فقط امساک از طعام و شراب نیست.

داستان دو زن روزه‏دار که غیبت مردم می‏کردند

روایت‏شده دو زن در عهد پیامبر (صلی الله علیه و آله) روزه‏دار بودند، در آخر روز حالشان از شدت گرسنگی و تشنگی وخیم شد و نزدیک بود که تلف گردند، پس فرستادند کسی را پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که تا از آن حضرت اذن افطار بگیرند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) ظرفی را فرستاد برای آن زنان، فرمود: به ایشان بگو که در داخل این ظرف قی کنید آنچه که خوردید، پس یکی از آندو قی کرد نیمی از آن ظرف را از لخته‏های خون و گوشت‏خالص پر کرد، و آن دیگری نیز با قی و استفراق خویش بقیه ظرف را پر نمود، مردم از این ماجرا به شگفت درآمدند و تعجب کردند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: این دو زن از آنچه که بر آنها حلال بود امساک نمودند، و بر آنچه که بر آنان حرام بود روزه خویش را باطل نمودند، به این صورت که نشستند در کنار هم دیگر، از مردم غیبت کردند، و این است آنچه که پشت‏سر مردم گفتند که در این ظرف است، از گوشتهای آنان.

سوم- نگهداری گوش از شنیدن هر مکروهی، زیرا هر چیزی گفتنش حرام است، شنیدن و گوش فرا دادن به او نیز حرام است، و لذا به پیشگاه خداوند گناه شنونده دروغ و خورنده حرام یکسان است، که خداوند در قرآن می‏فرماید:

سماعون للکذب اکالون للسحت (11)

چهارم- نگهداشتن بقیه اعضاء و جوارح بدن است از قبیل دست و پا از مکاره و نگهداری شکم از شبهات و غذاهائی که مشتبه است در وقت افطار، پس معنی ندارد که صائم از غذای حلال پرهیز کند، سپس با فعل حرام افطار نماید روزه خویش را (با دروغ و نمامی و غیبت) پس مثال این صائم همانند کسی است که در یک شهر قصری بسازد و آنگاه شهر را خراب کند، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: چه بسا روزه‏داری است که از روزه‏اش جز گرسنگی و تشنگی چیزی عایدش نمی‏گردد.

پنجم- از غذای حلال وقت افطار آن قدر نخورد که معده پر شود که هیچ ظرفی مبغوضتر به پیشگاه خداوند از شکم پری نیست که از غذای حلال پر شده باشد، که در نتیجه قدرت هیچ گونه عبادتی و بهره برداری از شبهای پر فیض ماه رمضان نداشته باشد، و ثانیا این عمل با روزه‏داری و دستورات روحانی و معنوی روزه و اثرات آن منافات دارد.

ششم- اینکه قلبش بعد از افطار مضطرب و معلق بین خوف و رجا باشد، زیرا نمی‏داند که آیا روزه‏اش مقبول حضرت حق قرار گرفته یا خیر، آیا با قبولی روزه‏اش جزء مقربین است‏یا با عدم قبولی روزه جزء آنهائی که مشمول خشم خداوند هستند می‏باشد، پس این است معنی واقعی و باطنی روزه، که این نوع روزه در رتبه انبیاء و اولیاء گرامی خدا خواهد بود. (12)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:44  توسط محمد رضا ابراهیمی  | 

روزه از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.(183) اياما معدودات فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين فمن تطوع خيرا فهو خير له و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون.(184) شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر و لتكملوا العدة و لتكبروا الله على ما هديكم و لعلكم تشكرون.(185) (سوره بقره، آيات 185-183)

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شايد با تقوا شويد(183) و اين روزهائى چند است پس هر كس از شما مريض و يا مسافر باشد بايد ايامى ديگر بجاى آن بگيريد و اما كسانى كه به هيچ وجه نمى‏توانند روزه بگيرند، عوض روزه براى هر روز يك مسكين طعام دهند و اگر كسى عمل خيرى را داوطلبانه انجام دهد، برايش بهتر است و اينكه روزه بگيريد، برايتان خير است، اگر بناى عمل كردن داريد(184) و آن ايام كوتاه ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده تا هدايت مردم و بياناتى از هدايت و جدا سازنده حق از باطل باشد. پس هر كس اين ماه را درك كرد، بايد روزه‏اش بگيرد و هر كس مريض و يا مسافر باشد، به جاى آن چند روزى از ماههاى ديگر بگيرد. خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته و منظور اين است كه عده سى روزه ماه را تكميل كرده باشيد و خدا را در برابر اين كه هدايتتان كرد، تكبير گفته و شايد شكرگزارى كرده باشيد(185)»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:40  توسط محمد رضا ابراهیمی  | 

دعا های ماه مبارک رمضان در قالب شعر

دعای روز اول ماه مبارک رمضان در قالب شعر
ای خدای مسلمین و مؤمنین

وی تو خلاق سموات و زمین

كن مقرر صوم ما را در جهان

با شرافت چون صیام صائمین

گرچه قابل نیست كاید در عداد

در شمار روزه‌های كاملین

لیك از راه تفضل كن قبول

كن حسابش در عداد قابلین

هم قیام ما به شب‌ها و سحور

قابل افتد چون قیام قائمین

اندر این ماه مبارك یا روف

حاجت ما مردم زار و حزین

این كه خواب غفلت از ما دور كن

كن تو بیدار از نیام غافلین

چشم و هوش و گوش ما را باز كن 

تا كه باشیم از گروه ذاكرین

هم بیامرز ای ‌خدایا از كرم

جرم و تقصیر عموم مذنبین

خاصه از این عبد سر تا پا گناه

حق جاه حضرت سلطان دین


برای مشاهدی بقیه دعا ها در قالب شعر  به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:35  توسط محمد رضا ابراهیمی  | 

اشعار

بغض تازه


در من ترانه های قشنگی نشسته اند

انگار از نشستن  ِ بیهوده  خسته اند

انگا ر سالهای  زیادی ست  بی جهت

امید  خود  به این دل ِ دیوانه  بسته اند

ازشور و مستی  ِ پدران ِ  گذ شته مان

حالا به من رسیده و در من نشسته اند ...

من باز گیج می شوم از موج واژه ها

این بغضهای تازه که در من شکسته اند

من گیج گیج گیج ،  تورا  شعر می پرم

اما تمام پنــــجره ها ی تــو بستـــه اند


وقتش رسیده


وقتش رسیده  حال و هوایم عوض شود

با  سار  ِ پشت پنجره  جایم عوض شود

هی کار دست من بدهد   چشم های تو

هی  توبه بشکنم  و  خدایم  عوض شود

با بیت های  سر زده  از سمت ِ ناگهان

حس  می کنم  که قافیه هایم عوض شود

جای تمام  گریه ،  غزل های ناگــــــزیر

با قاه قاه ِ خنده ی بی غم    عوض شود

سهراب ِ شعرهای من   از دست می رود

حتی اگر عقیده ی  رستم عوض شود

قدری کلافه ام    و هوس کرده ام  که باز

در بیت های بعد ،  ردیفم عوض شود

حـوّای جا گرفته  در این  فکر رنج ِ تلخ

انگــار  هیچ وقـت  به آدم  نـمی رسد

تن  داده ام  به این که بسوزم در آتشت

حالا  بهشت هم  به  جهنم  نمی رسد

با این ردیف و قافیه  بهتر  نمی شوم !

وقتش رسیده  حال و هوایم  عوض شود


چشم های تو


 وقتي سكوت ِ دهكده  فرياد مي شود
تاريخ  ، از انحصار ِ تو آزاد مي شود

تاريخ  ، يك كتاب ِ قديمي ست كه در آن
از زخم هاي كهنه ي من ياد مي شود

از من گرفت دخترِ ِخان هرچه داشتم
تا كي به اهل  ِ دهكده بيداد مي شود؟

خاتون! به رودخانه ي قصرت سري بزن
موسي  ، دل  ِ من  است كه نوزاد مي شود

با اين غزل  ، به مـُلك  ِ سليمان رسيده ام
اين مرد ِ خسته  ، همسفر ِ باد مي شود

اي ابروان  ِوحشــي  ِتو لشكر ِ مغول!‏
پس كي دل  ِ خراب ِ من  ، آباد مي شود؟

در تو هزار مزرعه  ،  خشخاش ِ  تازه است
آدم به چشـــــــــــــم هاي تو معتاد مي شود


بهار عاشقی


لای تقــــــــویم دلــــت


یه گـــــــل لالـــــه بذار


تازه شــــو، غنـچه بده


زیــــــــــر بارون بــــهار


پر بکــــــش تا آسمون


بــــال ابـــــرا رو بـــگیر


دیـــــگه اینجا برنـــگرد


دوباره میــشی اسیر!


به پرســــتوها بـــگـــو


زود بـــه خــونه برسـن


بگـــــــو آواز بخــــــونن


غنـــــچه ها دلــواپسن


توی لحظه های عشق


واســه من تــرانه باش


گل بـــده مثــله بهــــار


شـــوق عاشقانه باش


دستــــاتو بــده به من


مهرو از دلـــــم بچـین


تو چشـــــام نگاه بکن


عشقو تو چشام ببین


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:30  توسط محمد رضا ابراهیمی  | 

به نام عشق

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:28  توسط محمد رضا ابراهیمی  | 

چند پند اذری

پند واره ها

 

گرتوخواهي رستگاري کن خصومت را بدور

فـّرِ يزدان با تو باشد ظلمتي آري به نور

 
مگو برکسي سر خود هرچه ريز و کلان

چوسري شود خارج از دو بگردد عيان

 

چو داري تو رازي فلاني چنين است چنان

نکوهيده باشد کني راز او را بيان

 

کن رها اين من منم ، هوشيار باش

خــود نگــراز بيخ و بن ، بيـدار باش

 

عزم باشد رهسپاري از زمستان تا بهار

مهرورزي پيشه کن تا دل بيابي در کنار

 

بکن انتقاد از سر راستي
 
نبايد ببيني فقط کاستي

 

فکر بد، رفتاربد ، گفتار بد اندر کمين است

آدمـــي بايد  بداند  ناظــري اندر قرين است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:28  توسط محمد رضا ابراهیمی  | 

ایران


من ايرانيم



جبينش بلنداست ايـــران زاد

بـه بيدي  نماند که لرزد به بـــاد

نگرسرزمينم به زرتشت وماد

خشايار و بابک ، سلاطينِ پـــاد

منــم سرزميني به جنت قرين

درود فـــراوان بـــه من ، آفريـن

بناميدنم خـــاک ِ ايران زميـن

سپاسم بـــه يزدان ِ پـــاک ِ بريـن

منـــم سرزمين يــلان اصيل

مرا بس ، بــه نيکي هزاران دليل

بــه آزاده بودن ، منـم بي بديل

بــه انديشه و خــو، به يزدان خليل

بــه يکتا پرستي بدان ، شهره ام

زيزدان تــوان بــر گرفت ، تيره ام

سزم من به يک  عالمي من سـزم

کـــه من آريـــائي ، مـــن ايرانيـم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:24  توسط محمد رضا ابراهیمی  | 

اشعار مهربانی


دل خالي از کين

خداوندم که ارحم راحمين است


به مهر و مهرباني بس قرين است 


تو خالي کن دِلَ از حيله ، ز هر کين


فضاي مهرورزي ، بس ثمين است



------------------


فضاي غرور 


توئي آن زمان در  فضاي غرور


به طيفش بيابي  طراوت ، سرور


اهانت نبيني چه اندک ، کرور


شوي عبد نيکو به رب غفور


که وقت خود آري به  شادي و شور


به مهرو عطوفت ، شکيبا ، صبور  

------------------------- 


خلق نيکو 


مرا خُلقي نکو داده ، خداوند


زيار و ياوران گيرم بسي پند


به هر دعوي ندارم خوي آفند


نيم برهر جرقه زند و پازند


سبيلم بهر آزادي  نه بر بند


مشامم را نيازارم به هر گند


اگر برمن به ليچاري گرايند


زبان آتشينم ، شِکَّرُ و قند


--------------------


دوستي با کسان


اين قلب خوش من ثمني از راز است


بر تافته از خوي سرور و ناز است


دستي به رفاقت به کسان آوردم


ديدم ز کسان چه قلبها دمساز است


---------------------


محبت بالاتر از گل


محبت بهترين ابزار انسان


نه سرمايه ، محلّ و کارِ آنسان


از آن داري چه بسيار و چه آسان


به هديه به بود از گل ز بستان


که گل چندي دهد حالي به گلدان


محبت هر دلي سازد گلستان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:23  توسط محمد رضا ابراهیمی  | 

یادگار زلزله سال 1376

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:21  توسط محمد رضا ابراهیمی  | 

تصاویری دیدنی از قنات آبیز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 11:19  توسط محمد رضا ابراهیمی  |